[[ Free Epub ]] ☔ مردی در تبعید ابدی ⇬ PDF eBook or Kindle ePUB free

همین بس که وقتی با عشق به‌ ملاصدرا کتابـو وا کنی و ببندی، چیزی جز محشر بود نمی‌تونی بگی روایت جستارگسیخته‌ای داشت که مکمل هم دیگه بودن و این‌، هوشمندی نویسنده رو نشون می‌ده دیالوگا. دیالوگا اصن فوق‌الهاده بودن. واقعاً چی می‌تونم بگم؟ اگه ایرادی هم داشته باشه، نمتونم ببینم. [[ Free Epub ]] ⇨ مردی در تبعید ابدی ⇘ Amazing Ebook, مردی در تبعید ابدی by Nader Ebrahimi This is very good and becomes the main topic to read, the readers are very takjup and always take inspiration from the contents of the book مردی در تبعید ابدی, essay by Nader Ebrahimi Is now on our website and you can download it by register what are you waiting for? Please read and make a refission for you ”بانو! ویرانه یی ست این جهان عمر، کفاف نمی‌دهد که آباد کنیم، غیرت رخصت نمی‌دهد که رها کنیم‌.” خیلی از خوندن این کتاب لذت بردم ، تجربه لذت بخشی بود قلم آقای ابراهیمی اینجا واقعا هنر خودش رو نشون داد فقط افسوس می خورم که چرا اینقدر مختصر و کوتاه؟! چرا بیش از این پرداخته نشده بود؟ دلم نمی خواست اینقدر زود تموم بشه اون حکایات کوتاه ته کتاب رو می شد شرح و بسط داد و.با این همه بابت این تجربه ناب ممنون آقای ابراهیمی هستم ملّاصدرای شیرازی، امّا، سیمرغی بود که دیگر یادِ صیّاد را هم در سر نداشت.نه تیر مسألۀ او بود نه تیرانداز.تعالی، نیاز او بود و آرزوی او، و هرچه بالاتر می‌رفت، نور، بیشتر، او را مجذوبِ خود می‌کرد اصلا خود شخصیت ملاصدرا یه جوریه که نمی تونم به کتاب و قلم و نثر و فکر کنم!وقتی ملاصدرا از شاه اجازه می خواد که قبل از تبعید آخرین حرفش رو بزنه به عنوان آخرین جمله ها می گه:باش تا ببینی که چگونه ملاصدرای شیرازی سده ها و سده ها خواهد مانددلم می خواد خیلی بعدها یه بار دیگه بخونمش ! چه اشک ها که موقع خوندن این کتاب نریختم و چه بغض ها که نکردم از عظمت ملاصدرای نشسته بر صدر ، از حقارت خودم ، از قلم نادر ابراهیمی که مثل همیشه گل کاشت و سنگ تمام گذاشت این کتاب را نفس نفس میخواندم و می بستم و در فکر غرق می شدم و دوباره باز میکردم و میخواندم و یک نفس خواندنش از من ساخته نبود یک نفس خواندن نوشته های عاشقانه عارفانه نادر هیچ وقت از من ساخته نیست مثل غریق شیفته غرقی هستم که به عمق نوشته هایش می رود نفس کم می آورد خودش را به سطح می رساند و نفس میگیرد و دوباره به امید اینکه این بار واقعا غرق شود دوباره به عمق می رود کاش زنده بودی نادر ابراهیمی.کاش بیشتر نوشته بودی اگر مهدی شجاعی را نویسنده ای گویند که تاریخ و ادبیات را بهم می آمیزد ، پس نادر نویسنده ای است که ادبیات و تاریخ و عرفان و فلسفه را با چاشنی عشق قلم میزند همیشه موقع خواندن آثار نادر نوع کلماتی که حس میکنم خودش آنها را می سازد نه اینکه فقط از آنها استفاده کند به نظرم قابل تحسین می آید بذله گویی های ظریفی که در قلمش وجود دارد باعث میشود که در صفحاتی از کتاب لبخندی بر لبم بنشیند که به اندازه چند صفحه بعدی عمر می کند روند پیش روی داستان بسیار استادانه بود و مثل تماشای یه فیلم سینمایی از صحنه ای به صحنه ی دیگر از زمانی به زمان دیگر از انتها به ابتدا و از ابتدا دوباره به انتها میرفت کاری که فقط نادر اینقدر استادانه از پس آن بر می آید فکر میکنم تجربه ای که در فیلم سازی به دست آورده را در نویسندگی خرج کرده و دست و دل بازانه هم خرج کرده !شاید به نظر برسد که نام کتاب مردی در تبعید ابدی اشاره ای باشد به حکم نفی بلد ( تبعید) ملاصدرا که که مدت مدیدی از عمرش را در تبعید گذراند در حالیکه که نادر در همان صفحه های ابتدایی قصدش را از این نامگذاری به وضوح رسانده که ملاصدرا را مردی در تبعید ابدی روح منظور کرده که از خویشتن خویش و به اختیار خود را تبعید کرده ، نه تبعیدی که شاه عباس دستور به آن داده است به جز همه زیبایی هایی که نثر نادر دارد ، یه نکته را هم به طور منحصربفرد دوست دارم و آن هم طوری است که نادر زن و نقش زن را به تصویر میکشد در جاهای دیگر وقتی از حضور زن و نقش زن بحث به میان می آید طرفداران آستین بالا میزنند و خانمهایی رو در نقش راننده کامیون و جوشکار و آهنگر و چه و چه به تصویر می کشند که بگویند زن از مرد چیزی کم نیست یا حتی زن از مرد بالاتر است ولی دید نادر این طور نیست در آثارش زن هست اما همانطوری است که باید باشد در جایگاه خودش و تمام و کمال چه در عاشقانه آرام و چه در این اثر چنان شیفته زنانگی های توصیف شده او میشوم که حد ندارد و همیشه آرزو دارم که بتوانم که جامه این نقش ها را بر تن کنم خدا را شکر که از خرده دانشی که از کلاس های عرفان و اندیشه داشتم توانستم کمی بیش تر از یک خواننده عادی از این کتاب توشه برگیرم و روح استاد اندیشه مان شاد که در همان اوایل کلاس فرمود : بچه ها! برهان علیت و نظم را که قبلا خوانده اید بگذارید از فلسفه جوهری برایتان بگویم که نه قبلا خوانده اید و نه بعدا خواهید خواند ! اما چه قدر جای تاسف است که این قدر کم میدانیم از ملاصدرا که به راستی با وجود اندیشه های او که برگرفته از اسلام ناب محمدی و مذهب تشیع دوازده امامی است خواندن این اثر شاید کمترین اقدام ما برای شناخت این شخصیت بزرگ و جهانی باشد.در مورد زندگی ملاصدرا ، مجموعه تلویزیونی پر و پیمانی هم با نام روشن تر از خاموشی به کارگردانی حسن فتحی در سال 1382 ساخته شد که آن زمان هم به شدت شیفته این مجموعه شدم اما بعد از گذراندن درس هایی در زمینه فلسفه جوهری که دوباره این مجموعه را دیدم فهمیدم که چقدر در این فیلم از اندیشه های ملاصدرا گنگ و نامفهوم صحبت شده و چقدر مقام والای این اندیشمند بزرگ که واقعا فخر جهان تشیع هستند در لابلای صحنه های فیلمی گم و کمرنگ شده با وجود این بازیگران فیلم که خیلی به جا انتخاب شده بودند کمک کردند که داستان نادر برایم پویایی و جذابیت بیش از آنچه که همیشه برایم داشت ، داشته باشد و دوست دارم بتوانم یک بار دیگر این مجموعه را ببینم خط به خط کتاب را با جرعه جرعه هوایی که تنفس می کردم می بلعیدم و انتخاب قسمتهایی از آن به راستی که برایم کار سختی بود اما به قطره ای از دریا کفایت میکنم و در عوض خواهش میکنم حتما این کتاب را بخوانید همه قسمت های آن را برگزیده خواهید یافت البته نسخه الکترونیکی کتاب هم هست ولی این جلد کتاب از آنهایی است که باید باید باید در کتابخانه داشت و هر بار آن را خواند و هر بار آن را بیشتر فهمید قسمت هایی از کتاب : انسان برای توانستن خلق شده است محمد ، نه نتوانستن اگر خواست خدا بر ناتوانی انسان بود ، از اصل انسانی خلق نمیکرد جبران خطا در ذهن آماده سازی خویش است برای آینده تحمل کنید ای دوستان ، یاران، وفاداران! مشقت را به خاطر خداتحمل کنید ؛ اما تسلیم مشقت نشنوید تحمل اندوه به معنای اندوه پرستی نیست تحمل درد غر از قبول درد است مشقت آزمایشی است از سوی حق و راهی ست میان بر به جانب آرامش و شادمانی بخل از گندیدگی روح بر می آید نه از تنگی دست توکل با مرگ همانگونه بازی میکند که طفلی با فرفره ایی ای برادر ! خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان؛ اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود و قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می شود و به قدر دل امیدواران گرم می شود خداوند همه چیز می شود همه کس را به شرط اعتقاد؛ و به شرط پاکی دل ؛ و به شرط طهارت روح ؛ و به شرط پرهیز از معامله با ابلیس ای برادرها! خواهرها ! قلب هایتان را از حقارت کینه تهی کنید و با عظمت عشق پر کنید زیرا که عشق چون عقاب است بالا می پرد و دور ؛ بی اعتنا به حقیرانِ در روح کینه چون لاشخور و کرکس است کوتاه می پرد و سنگین جز مرداربه هیچ چیز نمی اندیشد برای عاشق ناب ترین شور است و زندگی و نشاط برای لاشخور خوب ترین جسدی است متلاشی. تعالی نیاز او بود و آرزوی او، و هرچه بالاتر می‌رفت، نور بیشتر او را مجذوب خود می‌کرد.ملّا! این‌طور به‌خورشید خیره نشو! شدت نور تو را کور خواهد کرد.هم به شدت بستگی دارد هم به ظرفیت شدتی که تو را کور می‌کند، شاید برای من فرجی باشد هر کس که پیوسته می اندیشد، به ناچار، با محیط خویش و روزگار خویش درگیر می شود و مشکلی پدید می آورد که حل ناشدنی ست؛ چرا که انسان پیوسته اندیشمند، از زمان و زمانه ی خویش درمی گذرد و به فراسوی زمان خود می رود و چنین است که صاحب منصبان عصر او، او را ادراک نمی کنند و بر سخنانش صحه نمی گذارند او را می آزارند و از خویش می رانند و اگر بدانند که او سوای ساختنِ چیزی نو، پیله می کند که کهنه ها را در هم بکوبد، آن گاه، مرگِ او را طلب می کنند زبان کتاب در عین این که کمی سنگین بنظر میرسه روان و قابل فهمه و راحت میشه باهاش ارتباط گرفت جمله بندی ها خیلی جاها دلچسب و تاثیرگذاره و شیوه روایت حوادث و اتفاق ها هم جالبه و جذاب در کل کتاب خوبی بود. عالی بود چقد به دلم نشست این کتاب چه خوبه که یه نویسنده ی توانا انقد قشنگ زندگیه ملاصدرا و تفکراتشو بیان کنه هرچند جزیی و مختصر، بدون اینکه خسته بشی و برات سخت باشه.