(Download Ebook) é جوانمرد نام ديگر تو ⚢ eBook or E-pub free

عنوان: جوانمرد نام دیگر تو؛ اثر: عرفان نظرآهاری؛ مشخصات نشر: تهران، صابرین، 1386، در 64 ص، مصور، موضوع: قطعه های ادبی فارسی قرن 14 هجری قرن 21 م چهل روایت از مردی عارف به نام ابوالحسن خرقانی که با سبکی ادبی بوسیله نویسنده به رشته تحریر در آمده است از معروفترین روایاتی که از این عارف همه شنیده ایم داستان معروف مردی است که به دنبالش به خانه می رود و زنی بد اخلاق در را بروی او می گشاید و دشنام به مرد و خود ابوالحسن می دهد ، مرد در راه بازگشت کسی را می بیند که بر پشت شیری نشسته و کمندی از مار در دست دارد نام او را جویا می شود و مرد پاسخ می دهد که ابوالحسن هستم مرد به شگفتی موضوع پیش آمده در خانه را تعریف می کند ، عارف لبخندی می زند و هدر آنچه را که از علم و فضل دارد را ، پاداش مدارا با همچون زنی عنوان می کند روایت های کوتاه ، صمیمی ، عرفانی و عاشقانه، به همراه نوع خاص طراحی جلد کتاب و جنس خاص برگ برگ آن من را ترغیب به خواندن چهل باره این چهل روایت نمود. از پشت دیوارهای ملکوت هنوز هم صدای مناجات جوانمرد به گوش می رسد.صدای جوانمردی که به خدایش می گفت:الهی اگر اندامم درد کند شفا تو دهی،چون توام درد کنی،شفا که دهد؟الهی مرا برای خویش آفریدی،از مادر برای تو زاده شدم،مرا صید هیچ آفریده مکن.الهی از بندگان بعضی نماز و روزه دوست دارند و بعضی حج و غزا و بعضی علم و سجاده،مرا از همه این ها باز کن که زندگانی و دوستی ام جز برای تو نباشد. واقعا فوق العاده است از اون کتابها که دوست داری هرچند وقت یه بار بخونیش و لذت ببری به دخترکم و شاید پسرکم توی حوالی سن راهنمایی، کتابهای عرفان نظرآهاری رو میدم بخونن! اگرچه بعضی کتابهاش خیلی شبیه هم شده ن و به تکرار افتاده، ولی خب جوانمرد از اون دسته نیست، کاملاً متمایز و یکتاست از باقی کتابهای نظرآهاری من با این کتاب عاشق شخصیت شیخ خرقانی شدم و هرجا به اسمش میخورم یاد این کتاب میفتم جوانمرد بر چرخ و فلک زندگی سوار بود ، می چرخید و ذوق می کرد می گرید و ذوق می کرد.بالا می رفت و ذوق می کرد پائین می آمد و ذوق می ورزید.گفتند: پائین بیا ، ای مرد ، برازنده نیست مردی و این همه ذوق ، مردی واین همه شور و مردی واین همه کودکی.جوانمرد تردید کرد ، می خواست پائین بیاید ، که خدا دستش را گرفت و گفت : همین جا بمان، دنیا چرخ و فلکی بزرگ است که تنها کودکی می تواند بر آن سوار شوند.دیگران از این چرخ و فلک می هراسند و تنها در گوشه ی به تماشا نشسته اند.و بدان! کسی که پیش ما مرد است ، پیش مردم ، کودک است و کسی که پیش مردم ، مرد است ، پیش ما نامرد!جوانمرد خندید و کودکی را برگزید!و من هم کودکی را برگزیدم! حجم کم کتاب آن را از نظرها پنهان کرده بود رحمت وجود مادرم در منزل ما باعث شد این کتاب از لابلای انبوهی کتاب قطور با جلدهای ضخیم بیرون کشیده شود پیام‌های عارفانه شیخ ابولحسن خرقانی، صوفی ایرانی بسیار آموزنده و زنده است این آموزه ها همیشگی و جاودانه اند.دوست دارم تمام این حکایت‌های ناب را با خط درشت نوشته و بر دیوار منزلم نصب کنم.ممنون بانوی عزیز راهی که به بهشت می‌رود نزدیک است٬ من به آن راه دوردست می‌روم٬ راهی که‌ تنها به خدا می‌رسد (Download Ebook) Î جوانمرد نام ديگر تو Â جوانمردا!چندان كه تواني از مال و جاه و از قلم و زبان از هيچ كس دريغ مدار كه وقت آيد كه خواهي خيري كني و نتواني! ● دو سال پیش ی عزیزی این کتاب و برام سوغاتی آورد ورق زدمش زیاد خوشم نیومد●تا اینکه امروز اتفاقی ورش داشتم ی نگاهی دوباره بزنم●از ۴۰ روایت کوتاهی که داشت هفتاش و دوست داشتم ●البته نظر واقعیم بیشتر ۳.۵ بود ولی دلم نیومد ۳ بدم.●یکی از ۴۰ روایت:آن مرد طبیب بود و میگفت : جهان بیمارستانی است بی سر و سامان هرکس بیماریی دارد و هر کس دوایی می خواهد.هزاران هزار بیماری ، افسوس ، اما هزاران هزار دوا را چطور می توان یافت ؟جوانمرد می گفت : ما همه تنها یک بیماری داریم : خواب؛ و دوایی نیست، جز بیداری.بیدار شویم تا جهان بیمار نباشد.