[[ Free E-pub ]] ⇛ آغا محمدخان قاجار، چهره حیله گر تاریخ ✙ PDF eBook or Kindle ePUB free

این کتاب از 253 صفحه و 20 فصل تشکیل شده است بدون شک یکی از مواردی که خواننده برای خواندن یک کتاب راغب می شود عنوان آن است که به جد میتوان گفت نویسنده عنوان درست و زیرکانه ای را برای این شخصیت تاریخی برگزیده است.از نظر بنده یکی از نقاط قوت این کتاب علاوه بر استفاده مناسب و بجای منابع معتبر تاریخی آن دانست که نویسنده بجای آنکه با سراسیمگی به موضوع اصلی داستان و مواردی که پیرامون آن گذشته است بپردازد ابتدا با حوصله به دوران های قبل از آغامحمد خان پرداخته تا بتواند خواننده را از چگونگی پیدایش و ردپای قاجارها در تاریخ آشنا کند.کتاب از فتوحات و جنگ ها و خونریزی های نادرشاه افشار آغاز میشود و سپس به دوران کریم خان زند میرسد در این دوران کم کم شخصیت آغامحمدخان آشکار میشود زین پس داستان به گونه ای ادامه می یابد که شخصیت اصلی داستان مرکز توجه خواننده قرار میگیرد و با سنگدلی ها ، حقارت ها ، چگونه اخته شدن این پادشاه و کورکردن هزاران انسان بی گناه آشنا شده و گاهی پیش میابد که خواننده با کورکردن هزاران نفر از کرمانیان و ساخت تپه ای با چشمان آنها و برخورد وحشیانه اش با خان های دیگراحساس همدردی میکند.نویسنده با نام بردن افراد و پادشاهانی دیگر به دوران پادشاهی خان قاجار یعنی آغامحمدخان میرسد و اعمال شاقه این پادشاه را بازگو میکند و سرانجام با قتل وی کتاب به پایان میرسد.یکی از حیرت انگیزترین مطالبی که در این کتاب شاید بیشتربه چشم آید برخورد شنیع او با لطفعلی خان زند که در زیر پاره ای از مطالب را برایتان مینویسم:ژان گوه مینویسد: خواجه دانشمند و متدین و متشرع قاجار فرمان داد عده ای از اصطبل بیایند.و فرمان ننگین و بیشرمانه ای که هیچ مورخی جرات ابراز آنرا بطور آشکار نداریم صادر کردآن روز لطفعلی خان مقید به زنجیر و پالهنگ به گردن و بشدت مجروح بوداو را در اصطبل جا دادند او در آتش تب میسوخت و اظهار تشنگی میکرداز بیم آفامحمدخان نمیتوانستند به او آب بدهند.روز بعداو را نزد آقا محمدخان بردند و خواجه قاجار گفتلطفعلی خان بگو ببینم آیا هنوز غرور داری؟سر لطفعلی خان زند بر اثر ضعف و تب روی پالهنگ خم شده بود و نمیتوانست پلک دیدگان را باز کند ولی بعد از اینکه این حرف را شنید سر را بلند کرد و پلک دیدگان را گشود و آب دهان به طرف صورت آقامحمدخان پرتاب کرد و گفتای اختۀ فرومایه! من از تو نمیترسمآقا محمدخان جلاد را احضار نمودو گفت: دو تخم چشم لطفعلی خان را بیرون بیاورجلاد خان زند را به زمین انداخت و سه انگشت سبابه و ابهام و بنصر را زیر پلک چشم راست لطفعلی خان زند قرار داد و تا آنجا که در بازوی خود زور داشت، فشار آورد چشمی که در زیبایی دربین چشم های جوانان ایرانی نظیر نداشت از کاسه بیرون آمد.شاد و برقرار باشید [[ Free E-pub ]] ☃ آغا محمدخان قاجار، چهره حیله گر تاریخ ⇭ افتخارات خون آلود ، ایران پس از نادر ، ماجرای شاهرخ ، حکومت خان های لر ، پیروزی های کریم خان ، مردی از اعماق تا پادشاهی ، جدال خانگی ، یاقوت چهارده مثقالی ، اخته خان ، دوران اسارت ، بسوی قدرت ، صدای نی ، اتحاد خان ها ، شهرگشائی ها تاجگذاری ، گوهرهای بی مانند دهلی ، درختی که با خون پا گرفت ، حکومت ترس و اطاعت ، بسوی دام مرگ ، تکرار تاریخ در کل کتابی مفید و قابل اعتناست بخصوص برای نوجوانان یا کسانی که قصد شروع مطالعات تاریخی دارند اما در خواندن این کتاب بهتر است به نکته‌ی ظریفی اشاره شود و آن ارجاعات آقای پناهی به کتاب خواجه تاجدار ترجمه‌ی ذبیح الله منصوری است با توجه به پیشینه‌ی جناب منصوری در دخل و تصرفِ متون آثاری که ترجمه کرده‌اند و غیر قابل استناد بودن متون تاریخی ایشان، بهتر می‌بود جناب پناهی در کتاب خود به خواجه‌ تاجدار ارجاعی نمی‌دادند کما اینکه وجود نویسنده ای به نام ژان گور در هاله ای از ابهام است بهتر است آثار جناب منصوری صرفا برای لذت کتاب خوانی و تقویت قلم خوانده شوند و نه برای رفرنس‌دهی تاریخی.